LESSON10
Lesson 10
جمعيت زياد و رفتار اجتماعي
1. اثر جمعيت زياد بر رفتار اجتماعي چيست؟
2. آيا مردان و زنان عكس العمل يكساني در خصوص جمعيت زياد دارند؟
1] يك سلسله آزمايشات كلاسيك كه اثرات جمعيت زياد را روي جامعه اي از موشها تعيين مي كند در فورية 1962 در يك مقاله با عنوان آمريكاي علمي گزارش شد. آزمايشات توسط يك روانشناس به نام جان – بي – كالن ، و همكارانش هدايت شدند. در هريك از اين آزمايشها ، يك رقم برابر از موشهاي نر ومادة بالغ در يك محوطه قرار گرفته بودند و فرارورده هاي مناسبي از غذا، آب و ساير ضروريات به آنها داده مي شد. اجازه داده مي شد كه جمعيتهاي موش افزايش يابد. كالن بواسطه تجربه دانست تقريباً چه تعداد از موشها مي توانستند در محوطه بدون تجربه فشار رواني ناشي از ازدحام جمعيت زندگي كنند. او به جمعيت اجازه داد كه تقريباً به دوبرابر اين رقم افزايش بيابد. سپس او تثبيت كرد جمعيت را بوسيلة برداشتن فرزنداني كه به مادر هايشان وابسته نبودند. سپس او و همكارانش بدقت مشاهده كردند و رفتار ها راثبت كردند در اين اجتماع پر جمعيت. در پايان آزمايشهايشان ،كالن وهمكارانش توانسته بودند استنتاج كنند كه ازدحام سبب يك جدايي در ارتباط اجتماعي عادي ميان موشهامي شود، نوعي از بيماري اجتماعي . موشها در اين آزمايشات نتوانستند الگوهاي رفتاري يكساني را پيروي كنند همانند موشهايي كه بودند در يك اجتماع بدون ازدحام زياد .
2] ماده ها درجمعيت موشها بيشتر بطور جدي توسط تراكم جمعيت بالا تحت تأثير واقع شده بودند. آنها انحراف رفتار مادري را نشان دادند: آنها رفتار نكردند همانند رفتار موشهاي مادر معمولي . در حقيقت ، بسياري از توله سگها ، همانطور كه بچه موشها ناميده مي شوند، درنتيجه يك مراقبت ضعيف مادري مردند. براي مثال ، بعضي وقتها مادرها توله سگهايشان را ترك مي كنند و بدون مراقبتهاي مادري توله سگها مردند. تحت شرايط عادي موشهاي مادر تمايل ندارند بچه هايشان را به تنهايي ترك كنند تا بميرند. به هر حال ، آزمايشات معلوم كردند كه در اجتماعات شلوغ موشهاي مادر به طور عادي رفتار نمي كنند. رفتار آنها ممكن است از نظر آسيب شناختي به عنوان بيماري مطرح شود.
3] نرهاي غالب در جمعيت موشها كمترين اثر را از جمعيت زياد گرفته بودند. هر يك از نرهاي قوي يك فضايي از محوطه را بعنوان داراييش ادعا مي كرد. بنابراين اين موشها ازدحام زياد را تجربه نمي كنند در روشي يكسان آنچنانكه ديگر موشها تجربه مي كنند. در حقيقت آن نرهاي غالب در جاييكه زندگي مي كردند فضاي كافي داشتند ممكن است توضيح دهد چرا آنها خيلي بطور جدي توسط جمعيت زياد همانند ساير موشها تحت تأثير واقع نشدند. بهر حال ، نرهاي غالب در دوره از نظر ناخوشي شناسي ، مريض رفتار كردند. رفتارهاي نابهنجار آنها عبارت بودند از حمله به همسر، ماده ها و موشهاي نابالغ . اين رفتارهاي منحرف نشان داد كه حتي باوجود اينكه نرهاي غالب فضاي كافي براي زندگي داشتند آنها نيز بطور كلي توسط محوطه بسيار شلوغ تحت تأثير واقع مي شوند.
4] رفتارهاي نابهنجار اجتماعي نرهاي ناغالب در جامعه آزمايشي موش نيز نشان داده شد. برخي كاملاً منزوي شدند؛ آنهايي كه خيلي كم حركت مي كردند و مي خوردند و مياشاميدند در دوره هنگاميكه ساير موشها خواب بودند بدين ترتيب از تماس با آنها اجتناب كنند. نرهاي ناغالب ديگر ناآرام بودند؛ آنها خيلي فعالتر بودند نسبت به موشهايي كه عادي رفتار مي كردند و آنهايي كه بايكديگر جنگ مي كردند. اين قسمت از جمعيت موشها شبيه همه بخشهاي ديگر، تحت تأثير جمعيت زياد بود.
5] رفتار موشهاي نر ناغالب و ديگر مؤلفه هاي جمعيت موش برابري مي كند با رفتار انسان . مردم در فضاهاي جمعت دار متراكم نشان مي دهند رفتار نابهنجار شبيه موشهايي كه در آزمايشهاي كالن بودند. در مناطق شهري بزرگ ازقبيل نيويورك ، لندن ، كلكته ، جاكارتا، مكزيكوسيتي و قاهره ، در آنجا بچه ها تر ك مي شوند. وجود دارد ستمكار ، اشخاص نيرومند ،هم از زن وهم از مرد. آنجا نيز مردماني كه منزوي هستند و مردمي كه نارام مي شوند وجود دارد. كميتي از صورتهاي ديگر انحرافات اجتماعي مانند قتل ، تجاوز جنسي و دزدي نيز بارها در جمعيتهاي متراكم جامعه انساني اتفاق مي افتد. علت اصلي اين بي نظمي هاي جمعيت زياد چيست؟ آزمايشات كالن پيشنهاد مي كند كه آن مي تواند باشد. در هرصورت ، دانشمندان علوم اجتماعي و طراحان شهر از نتايج اين سلسله آزمايشات تأثير خواهند گرفت .
1 abandoned متروك ، فاسد
2 adequate كافي ، مناسب
3 adult بالغ
4 affected تحت تأثير واقع شده
5 allowed مجاز
6 antisocial ضد اجتماع
7 approximately تقريباً
8 attack حمله كردن
9 avoid دوري كردن از
10 behave رفتار كردن
11 behavior رفتار
12 both هردو
13 breakdown تفكيك ، جدايي ، از كارافتادگي
14 cairo قاهره
15 chase تعقيب كردن ، راندن واخراج كردن، مسابقه
16 community انجمن ، جامعه ، اجتماع
17 component اجزاء ، مؤلفه ، تركيب دهنده
18 concerning در خصوص
19 conclude نتيجه گرفتن ، استنتاج كردن
20 conduct رفتار، اداره كردن ، هدايت كردن
21 considered مطرح شده
22 consist عبارت بودن از ، شامل بودن
23 cruel ظالم ، ستمكار
24 Densely از روي تراكم
25 Density تراكم
26 determine تصميم گرفتن ، تعيين كردن
27 deviant منحرف
28 disease ناخوشي ، بيماري
29 diseased مريض ، معيوب
30 disorder بي نظمي ، اختلال
31 dominant چيره ، مسلط، غالب ، برتر
32 Drank آشاميد
33 due حق، ناشي از ، عوارض
34 enclosure محوطه
35 equal هم اندازه ، همانند، برابر
36 exhibit نمايش دادن ، ارائه دادن
37 experience تجربه ، آزمايش ، تجربه كردن
38 experiment آزمايش
39 experimental آزمايشي ، تجربي
40 explain توضيح دادن ، شرح دادن
41 female جنس ماده
42 follow پيروي كردن
43 form شكل ، ريخت ، صورت
44 frequently بارها، خيلي اوقات
45 hyperactive نا آرام ، داراي فعاليت بيش از اندازه
46 individual شخص ، فرد، انفرادي
47 influence نفوذ، تأثير، توانايي، تحت نفوذ خود قرار دادن
48 least كمترين
49 male جنس نر
50 mate جفت ، همسر
51 maternal مادري
52 might توانايي ، زور، قدرت ، انرژي
53 murder قتل
54 Necessities ضروريات
55 observe مشاهده كردن
56 offspring فرزند
57 Order منظم كردن، تنظيم كردن، دستور
58 overcrowd انبوه شده ، بسيار شلوغ كردن،ازدحام كردن
59 overpopulated پرجمعيت
60 overpopulation اضافه جمعيت
61 parallel موازي ، برابركردن، همتا
62 pathological آسيب شناختي
63 pathologically از لحاظ ناخوشي شناسي
64 pathology آسيب شناسي
65 planner نقشه كش، طراح
66 populated جمعيت دار
67 population جمعيت
68 principal عمده، اصلي
69 Psychologist روانشناس
70 pup توله سگ ، توله زاييدن
71 Quantity مقدار ، كميت
72 rape تجاوز جنسي
73 reaction عكس العمل
74 remove برداشتن ، رفع كردن، دور كردن
75 result نتيجه
76 robbery دزدي
77 same يكسان
78 segment قسمت، بخش، تقسيم كردن
79 series دنباله ، سري، سلسله ، مجموعه
80 Seriously جداً ، به طور جدي
81 social اجتماعي
82 stabilize تثبيت كردن، به حال تعادل درآوردن
83 stress فشار رواني
84 suggest اشاره كردن بر، پيشنهاد كردن
85 supply فراورده، تهيه كردن
86 than نسبت به
87 though بهرحال ، اگرچه ، باوجود اينكه
88 twice دوبار، دوبرابر
89 urban شهري
90 verify بازبيني كردن، معلوم كردن، تحقيق كردن
91 weak ضعيف
92 would تمايل ، مي خواستم

0 Comments:
Post a Comment
<< Home